جاذبه ها و اماکن تاریخی و تفریحی و رستورانهای جهانشهر یزد

معرفی و ارائه جذابترین اماکن تاریخی و تفریحی و برترین رستورانهای جهانشهر یزد

جاذبه ها و اماکن تاریخی و تفریحی و رستورانهای جهانشهر یزد

معرفی و ارائه جذابترین اماکن تاریخی و تفریحی و برترین رستورانهای جهانشهر یزد

جاذبه ها و اماکن تاریخی و تفریحی و رستورانهای جهانشهر یزد

در این پیج اطلاعات کاملی از بهترین و جذابترین اماکن تاریخی و گردشگری استان یزد به همراه بهترین پیشنهادات و اطلاعات در خصوص غذاهای سنتی یزد و رستورانهای فعال و درجه بندی کیفی آنها دراختیار شما قرار خواهد گرفت.

آخرین مطالب
۱۹
مهر

جاذبه ها و اماکن تاریخی و تفریحی و رستورانهای جهانشهر یزد


فالوده با قدمتی 50 ساله در یزد

با توجه به گرمای طاقت‌فرسای استان در فصل تابستان یکی از دسرهای مورد توجه و استقبال مردم یزد، فالوده است که از قدیم تا به امروز همراه روزهای گرم مردم یزد بوده است و هم‌چنان بخشی از علائق مردم این شهر هم‌چنین مسافران و توریست‌هاست.

البته فالوده تنها مخصوص یزد نیست بلکه انواع لذیذ و گوناگون آن مورد استقبال مردم شهرها و کشورهای دیگر نیز هست، هرچند که معروف‌ترین آن، فالوده شیرازی و فالوده یزدی است.

«محمد درهمی» یکی از فالوده و بستی‌فروشان قدیم شهر یزد در این‌باره می‌گوید: فالوده در گذشته، دسری بود که از پختن پودر بادام و شکر تهیه می‌شد، اما بعد، تبدیل به دسری خنک و خوشمزه و در عین حال با قیمتی بسیار ارزان شد.

وی اضافه می‌کند: فالوده در میان مردم یزد قدمتی حدود 50 ساله دارد و نخستین بار در یکی از روستاهای شهرستان تفت به نام طزرجان تهیه شد و هنوز هم حتی با پیشرفت علم و اختراع دستگاه‌های پیشرفته برای تهیه آن، نسبت به دسرهای جدید ارزان‌ترین قیمت و بیشترین طرفدار را دارد، چه در سال 1350 که قیمتش دو ریال بوده و چه الآن که در سال 1395 قرار داریم و قیمتش 15 هزار ریال است.

درهمی عنوان می‌کند: در قدیم، زمانی که میوه کمیاب بود یا قشر فقیر جامعه وسعشان به خرید میوه نمی‌رسید، فالوده جایگزین مناسب و ارزانی به شمار می‌رفت و تعداد مغازه‌های فالوده‌فروشی بسیار بیشتر از امروز بود و حتی تمام مغازه‌های لبنیاتی و بستنی‌فروشی‌ها نیز فالوده و ماقوت هم برای فروش داشتند و در هر کوچه و محله می‌شد، آن را به راحتی خریداری کرد.

وی در ادامه در خصوص نحوه تهیه فالوده یزدی می‌گوید: در فالوده یزدی، نشاسته را آب کرده و سپس آن را پخته و در هنگامی که داغ است از آبکشی که زیر آن ظرف یخی وجود دارد، عبور می‌دهند تا رشته رشته شود.

وی در خصوص تفاوت فالوده یزدی با فالوده شیرازی، بیان می‌کند: در تهیه‌ی فالوده شیرازی، نشاسته‌ی پخته شده را بوسیله‌ی دستگاه و با فشار از توری عبور می‌دهند تا رشته رشته شود و بعد در فریزر قرار می‌دهندتا یخ بزند.

به گفته‌ی درهمی، البته فالوده یزدی را بعد از آماده شدن با شیره‌ی، گلاب و سیاه دانه، صرف می‌کنند اما فالوده شیرازی را با آبلیموی تازه و آب آلبالو، تناول می‌کنند.

وی یکی دیگر از دسرهای سنتی یزدی‌ها را ماقوت معرفی می‌کند و درباره‌ی آن می‌گوید: «ماقوت» یکی دیگر از دسرهای یزدی‌هاست که از خانواده همان فالوده است اما بیشتر در زمستان و فصل سرما، رونق دارد و مورد استفاده مردم قرار می‌گیرد.

وی اظهار می‌کند: تفاوت ماقوت و فالوده در این است که برای تهیه ماقوت، نشاسته پخته شده و داغ را در ظرف ریخته و در یخچال قرار می‌دهند که پس از سرد شدن به قالب ظرف در می‌آید و دیگر مانند فالوده رشته رشته نیست و پس از حاضر شدن نیز معمولاً تنها با شیره مصرف می‌شود.

این فالوده فروش قدیمی شهر یزد عنوان می‌کند: متأسفانه فالوده یزدی، نسبتاً ناشناخته مانده است و مانند فالوده شیرازی در همه شهرها شناخته شده نیست بلکه فقط مخصوص یزد است و از همین‌رو مسافران و گردشگران در هنگام سفر به یزد بسیار از آن استقبال می‌کنند و در تابستان کمتر کسی فالوده نخورده، یزد را ترک می‌کند.

درهمی می‌گوید: البته مردم یزد در فصل گرما از انواع عرقیجات گیاهی نیز به‌عنوان نوشیدنی استقبال می‌کنند به نحوی‌که مصرف عرق کاسنی به‌علت طبع سرد، بسیار در یزد رواج دارد و برای رفع گرمازدگی از آن استفاده می‌شود. یکی دیگر از عرق‌های مفید و پرخاصیت در فصل تابستان نیز عرق بید و شاطره است که جز ارزان‌ترین عرقیجات است و تمام اقشار جامعه می‌توانند از آن استفاده کنند اما عرق بیدمشک به دلیل طبع گرم آن در تابستان کمتر مورد استقبال قرار می‌گیرد.


Faldeh is 50 years old in Yazd

Due to the heated heat of the province in summer, one of the desserts attracted by the people of Yazd, has been from ancient times to this day along with the hot days of Yazd people and continues to be part of the interests of the people of this city as well as travelers and tourists

Of course, Faldeh is not unique to Yazd, but its gourmet variety is also welcomed by the people of the cities and other countries, although the most famous is Fallad Shirazi and Faldeh Yazdi

Mohammad Dharma, one of the oldest and old-fashioned fascist manufacturers in Yazd, said: "Faldeh was a former dessert who cooked almonds and sugar, but then turned into a cool and delicious dessert at the same time at a very cheap price 

He adds: Faldeh, among the Yazd people, is about 50 years old, and it was first made in one of the villages of Taft, called Tesarjan, and still, even with the advent of science and the invention of advanced devices for its preparation, the cheapest desserts and The most popular, in 1350, its price is two rials and now that we are in 1395 and its price is 15 thousand rials

In the old days, in the old days, when the fruit was scarce or the poor people of the community did not buy fruit, it was an appropriate and cheap alternative, and the number of outbuildings was much higher than today, and even all dairy and ice cream shops are well-conceived and vicious It was also for sale, and in every neighborhood, it was easily purchased

He goes on to say about how to prepare Fazlod Yazdi: In Fallujah Yazdi, he drained starch and then cooked it and, when it is hot, passes through a rinse under which an ice cube is present, to strike the string

He says about Fallad Shirazi's discrepancy with Fallad Shirazi: In preparing Faldeh Shirazi, cooked starch is passed through the machine through a lance to strike the string and then place it in a freezer to freeze

According to Harmi, however, Fallad Yazdi, after preparing with juice, rose water and black beans, is eating but Falad Shirazi feeds with fresh lemon and cherry juice

He also introduces another traditional Yazd dessert to victory, and says: "Marvel" is another dessert of Yazdis, which is from the same family but flourishes in the winter and cold season, and is used by the people.

He states: "The difference between the charm and the foolishness is that, in order to make spells, they put hot cooked starch in a flask in a fridge, which, after cooling down into a container, comes in the form of a string of filaments, and afterwards Appearance is also usually consumed only with sap.

This is the sale of the old city of Yazd: Unfortunately, Faldeh Yazdi has remained relatively unknown, and like Faldeh Shirazi is not known in all cities, but only for Yazd, and therefore travelers and tourists are very welcome to visit Yazd. In the summer, few people are left unfinished, leaving Yazd

He says: Of course, Yazd people in the heat of the season also welcome a variety of vegetable flavors as a drink, as the consumption of chicory sweat is very popular in Yazd due to its cold nature, and is used to relieve heat. Another sweetening sweetener in the summer is the sweat of the beet and mustache, which is the cheapest flavor, and all the strata of the community can use it, but the sweat of the pussy is less welcomed due to its warmth in the summer


 www.instagram.com/kojaberimyazd


  • وحید جعفری
۱۹
مهر

جاذبه ها و اماکن تاریخی و تفریحی و رستورانهای جهانشهر یزد


توی کوچه های قدیمی قدم می زدم و دنبال سوژه بودم برای عکاسی که چشمم به این خانم افتاد که کنار یه خونه نشسته بود و بساطش پهن بود برای اینکه توی عکس نیوفته چادرشا کشید تو صورتش  و چای می خورد اما به من این اجازه را داد که عکسما بگیرم.


I walked in the old alleys and I was looking for a subject for the photography that I saw in the lady sitting next to a house and was wide enough to avoid taking a chandelier in the picture. She took her face and tea, but he allowed me to Take pictures


 www.instagram.com/kojaberimyazd

  • وحید جعفری
۱۹
مهر

جاذبه ها و اماکن تاریخی و تفریحی و رستورانهای جهانشهر یزد


تو ماه ی و من ماهی این برکه ی کاشی

اندوه بزرگی ست زمانی که نباشی...


You are the fish and I have the fish of this tile pond

Great grief when you're not 


 www.instagram.com/kojaberimyazd

  • وحید جعفری
۱۸
مهر

جاذبه ها و اماکن تاریخی و تفریحی و رستورانهای جهانشهر یزد


جاذبه ها و اماکن تاریخی و تفریحی و رستورانهای جهانشهر یزد


بوستان شاه ابوالقاسم یزد

بوستان شاه ابوالقاسم در محله ی  شاه ابو القاسم  است که محله شاه ابوالقاسم در مجاورت محله فهادان واقع شده و از جهات شمال به محلات کوشکنو و سرچم ، از جنوب به محله دروازه شاهی ، از شرق به محله وقت الساعت ، واز غرب به محله باغ گندم محدود است . 

نام این محله بسیار معروف مأخوذ ست از اسم شهاب قاسم طرازمی باشد که در قرن هشتم هجری در محله مذکور مدرسه ومسجدی را به همین عنوان تأسیس کرد . و نام این مسجد ومدرسه  به مرور ایام به صورت شاه ابوالقاسم تداول یافته است .


Boostan Shah Abolghasem Yazd

Boostan Shah Abolqasem is located in Shah Abol-Qasem neighborhood, Shah Abolqasem neighborhood is located near the Fahadan neighborhood, north of Kushknou and Sarcham neighborhoods, from the south to Shahi Gate neighborhood, from the east to Al-Sahat neighborhood, west to the wheat garden neighborhood. it's limited

The name of this very famous neighborhood is the name of Shahab Qassim Tahrzami who in the eighth century AH in the neighborhood, established a school and moshdi named this title. And the name of this mosque and school has been spread over the course of time as Shah Abul Ghasem


 www.instagram.com/kojaberimyazd


  • وحید جعفری
۱۸
مهر

جاذبه ها و اماکن تاریخی و تفریحی و رستورانهای جهانشهر یزد


مسجد وزیری یزد

مسجد وزیر در ضلع شمالی خیابان مسجد جامع یزد ، محله وقت الساعت ، جنب آب انبار وزیر قرار گرفته ومنحصربه یک اتاق است.  با توجه به مصالح آن وخصوصیات معماری، قدمت بنا به عهد قاجار می رسد.


The Minister's mosque is located on the northern side of Yazd Mosque's mosque, Al-Sa'at district, near the water storage facility and in a single room. Due to its materials and architectural features, dating to the Qajar era


 www.instagram.com/kojaberimyazd

  • وحید جعفری
۱۸
مهر

جاذبه ها و اماکن تاریخی و تفریحی و رستورانهای جهانشهر یزد


همینطور که داشتم توی کوچه های مسجد جامع یزد قدم می زدم  تا برسم به بازار چهار سوق یهو رسیدم به این مسجد ، یه مسجد کوچیک با در سبز دلنشین و بوی نم خاک ، کوچه های آشتی کنون  و ... یه حس و حال خوبی بهم داد مسجدی که حتما داخلش دیدنیه اما متاسفانه درش بسته بود و نتونستم داخلشا ببینم .


As I was walking in the streets of the mosque in Yazd, I reached the mosque in the city of four spiers, a little mosque with a pleasant green and smell of dirt, the streets of reconciliation, and ... a good feeling. He was given a mosque that was sure to enter it but unfortunately it was closed and I could not see it inside



  • وحید جعفری
۱۷
مهر

جاذبه ها و اماکن تاریخی و تفریحی و رستورانهای جهانشهر یزد


موزه ی آب یزد

Yazd Water Museum


 www.instagram.com/kojaberimyazd


  • وحید جعفری
۱۷
مهر
  • وحید جعفری
۱۷
مهر

جاذبه ها و اماکن تاریخی و تفریحی و رستورانهای جهانشهر یزد


یزد شهر دوچرخه ها

به درستی روشن نیست که از کی شیار خوش نگار چرخ دوچرخه ها بر کوچه ها ، بازارها و گذرهای خاکی شهر یزد نشست ؛آیا نخستین بار ، ویس قنسول انگلیس آن را به یزد آورد، یا گماشته های هندی سفارت بریتانیا و یا مدیر بانک شاهی و شاید کارپرداز بیگانه ی تلگرافخانه ی یزد . شاید هم میسونرهای انگلیسی بیمارستان مرسلین یزد و یا اینکه یکی از بازرگانان نام آور یزد به نام رشتی ، همو که سال ها بعد ، اتول ( اتومبیل) را به یزد آورد و اتول خان رشتی ، برگرفته از نام اوست . از خلال برخی کتاب ها ، اشاره ای به وجود انبوه دوچرخه ها در شهر یزد شده ، امّا کهن ترین یاد کرد، بر می گردد به یادبوده های دکتر محمد علی اسلامی ندوشن در سال های پیش از 1320 هجری شمسی در کتاب « روزها» که چنین می نویسد : 
« شارسان [یزد] در آن زمان ، یک خیابان اصلی داشت ، هنوز آسفالت وجود نداشت ، اتومبیلخیلی کم بود ، چند درشکه بود و تعدادی زیادی دوچرخه ، عدّه ی کثیری از اعیان تا کاسب متوسّط الحال – جز کسانی که پیر و موّقر بودند – دوچرخه ، سوار می شدند . در میان این خیل سواران ، چند زن متجدّد نیز دیده می شد . عصرها لااقل در سه فصل ، خیابان پهلوی را آب پاشی می کردند که بوی نم از آن بر می خاست و هوا طراوتی می گرفت . گردش کنندگان که نزدیک به تمام آن ها مرد بودند ، بعضی دوچرخه به دست ، قدم زنان سراپای آن را می پیمود. 
وجود دو گاراژ در خیابان و مغازه هایی که نظیر آن ها در بازارپیدا نمی شد ، رونق خاصّی به این گردشگاه می بخشید . از جمله دو سه دوچرخه فروشی بود که من همواره با کنجکاوی و شوق به آن ها نگاه می کردم . عروس همه ی آن ها ، مارک " رالی " بود ( که به آن لاری می گفتند ) به رنگ سبز تند که خط هایی طلایی داشت ، هر سه ساخت انگلستان . جنس انگلستان در آن زمان مرغوبیت بی رقیبی داشت ». 

پس از آن زنده یاد جلال آل احمد است که در شهریور 1337 پای بدین شهر دور افتاده و کویری می گذارد و نخستین بار عبارت « یزد ، شهر بادگیرها » را ماندگار می کند و با شگفتی می نویسد که براستی یزد ، شهر دوچرخه هاست، نه اصفهان و با این کار ، نامی دیگر بر نام های این دیار کهن که تا پیش از این ، « دارالعباده » اش می خواندند ، می نهد ؛ و می نویسد : « شهر پر بود از دوچرخه های فیلیپس و راله . آخوندها هم سوار بودند و پا می زدند و می رفتند . جوی کنار خیابان ، مجرای گذر آب نبود ، استراحتگاه عمومی دوچرخه ها بود ، شهرت بی موردی است که اصفهان پیدا کرده ، از نظر فراوانی دوچرخه . این یزد است که شهر دوچرخه هاست و پیش از آن شهر دوچرخه هاست و پیش از آن شهر بادگیرهای بلند ، فکر می کنم اگر کارخانه ی دوچرخه سازی فیلیپس ، همین یک شهر را به عنوان مشتری داشته باشد ، دست کم تا صد سال دیگر ، نانش توی روغن است . در حدود 200 هزار دوچرخه در یزد است 

علی اصغر مهاجر است که در اسفند 1339 به یزد پای نهاده و با خرسندی می نویسد : 
« پایتخت کویر ، خاموش و بی شتاب برای ایّام عید خود را آماده می ساخت ، یک دریا دوچرخه در خیابان پهلوی موج می زد ،. عرصه ی خیابان های یزد ، جولان گاه دوچرخه است ، بچّه آخوند ، تاجر و سبزی فروش و طلبه و شعرباف و مقنی و وکیل عدلیّه ، همه سوار دوچرخه اند و شانه به شانه ی هم پا می زنند . اتومبیل د راین خیابان ها غریبه است و باید حدّ خود را نگاه دارد . شهری که یک عمر خونسرد و آرام زیسته است ، با سرعت میانه ی خوشی ندارد . دوچرخه هم باید معجزه ای کرده باشد که وجود خود را د رلابه لای سنّت های یزد جا انداخته است . 
انبوه دوچرخه سواران یزد ، فرنگ رفته ها را به یاد آمستردام می اندازد با این تفاوت که در شهری مثل آمستردام ، فقط در دو وقت معیّن از روز ، جنگل دوچرخه به راه می افتد و شتاب و غوغای آن هم تهوّع آور است ، امّا در یزد ،طمأنینه و آرامش و بی خیالی دوچرخه سواران آدمی را به وسیلت و فایدت دوچرخه معتقد می کند » 

هنوز هم بسیاری یزدی ها ، مایل به گزینش دوچرخه به جای موتور یا خودرو هستند . البته به شرطی که در خیابان های شلوغ شهر تأمین جانی داشته باشند . وگرنه در یک چشم به هم زدن اسیر حرکات دیوانه وار رانندگان شتابزده شده و نقش بر زمین می شوند 
هنوز خوی ، خصلت ،و منش آرام و خرسند یزدی با طبیعت دوچرخه که وسیله ی آرام ، سبک بار و قانع بوده ، سازگار است . هنوز هم شاید همین احساس دکتر اسلامی ندوشن را در هفتاد سال پیش داشته باشند که گفته بود : « گذشته از صدای قدم ها و هیاهو و بانگ مردم ، صدای دلنگ ،دلنگ زنگ دوچرخه ها نیز بود که به گوش من بسیار دلنواز می آمد ، مانند چهچه بلبل ، نغمه ی تیزی بود که یک نواختی فضا را می شکافت و خبر از حرکت و سرعت می داد » 


Yazd city of bicycles

It is not clear from what era the bicyclists chose the latitudes on the streets, markets, and the underground passages of Yazd; it was the first time that the British Consul General Waza brought it to Yazd, or the Indian embassy staff of the British Embassy or the Director of the Bank and Maybe Alzheimer's telegraph shop in Yazd. Perhaps the British monserers of the Mersalin Hospital of Yazd, or one of the renowned businessmen of Yazd, called Rashti, who, years later, brought Ottol (cars) to Yazd and Otol Khan Rashty, derived from his name. Some books mention the existence of massive bikes in the city of Yazd, but the oldest mention is that the memoirs of Dr. Mohammad Ali Ali Nadoushan in the years before 1320 AH in the book "Days", which such is writing :

"Sharsan [Yazd] had a main street at that time, there was still no asphalt, there was little car, a lot of carriages, and a lot of bicycles, a lot of the lords to the middle aged - but old and solemn - bicycles , Were riding. Among the riders there were a few modern women. In the evenings, at least in three seasons, they flooded Pahlavi Street, where the scent of Nem rose and the air was refreshing. The tourists, who were almost all men, walked some bicycles to the feet of women out there.

The existence of two garages on the street and shops that did not fit into the market boom gave this boom. There were two of three bikes that I always watched with curiosity. The bride of all of them, Mark Raleigh (to which they called it Larry), had a bright green color with golden lines, all of them made England. England at that time had no competing quality. "

After that, it is alive to Jalal al-Ahmad that in the summer of 1337, this city is far away and leaves a desert, and for the first time, the phrase "Yazd, the city of windpipe" persists and writes wonderfully that Yazd is indeed a city of bicycles, not Isfahan, with this, gives another name to the names of this ancient land that had previously been called "Dar al-Abaeda", and writes: "The city was full of Philips and Raleigh bicycles. The mullahs were also riding and walking and going. The street was not a passageway to the street, it was a public bike ride, known as Isfahan, a bike-boggling lot. It is Yazd, the city of bicycles, and before that city is bicycles, and before that city, I think that if the Philips bicycle factory has the same city as a customer, for at least another hundred years, its buns In oil There are about 200 thousand bicycles in Yazd

Ali Asghar Mohajer, who wrote to Yazd in March of 1339 and writes with joy:

"The desert capital was preparing for the eve of its silent and seamless time, a wave of bicycles on Pahlavi Street,. The streets of Yazd, the Golan-e-Bazaar, the kidnappers, the merchant and the seller of greens, the goldsmiths, the magistrate and the lawyer, all ride a bicycle and shoulder to shoulder. Cars on these streets are strangers and should keep their limits. A city that has lived a calm and calm life, it does not have a good middle ground. The bike must also have a miracle that has left its existence behind the traditions of Yazd

The crowds of Yazd cyclists have reminded the Greens to remind Amsterdam, with the difference that in a city such as Amsterdam, only two times a day, the bike forest rushes, and its hurry and thunder is nauseous, but in Yazd , Believethat the calm and calmness of the cyclists of the human being with the means and benefits of the bike "

Still, many Yazdians are willing to choose a bike instead of a motor or a car. Of course, provided they have a life on the busy streets of the city. Otherwise, in a blink of an eye, the captives of the crazy drivers' movements will be shaken up and down

Still, temperament, character, and calmness and pleasure Yazdi is consistent with the nature of the bike, which is a calm, lightweight and convincing vehicle. It may still be the same feeling of Dr. Nasushan's Islamic doctor in seventy years ago that he said: "Beyond the sound of the steps and the rumble and the crowd, the sound of a sad, delang bell of bicycles was also very pleasing to my ear, such as What was Nightingale's voice was a sharp voice that split a space-tune and made the movement move and speed up? "


 www.instagram.com/kojaberimyazd




  • وحید جعفری
۱۶
مهر

جاذبه ها و اماکن تاریخی و تفریحی و رستورانهای جهانشهر یزد


چرا به یزد شهر بادگیرها می گویند؟

طبق تحقیقاتی که شده، مشخص شده است که یزد بیشترین تعداد بادگیرهای ایران را دارد. این شهر دارای بادگیرهای فراوان است به  طوری که در گذشته بر بالای هر خانه ای، بادگیری وجود داشت و در واقع دلیل نامگذاری یزد شهر بادگیرها هم همین موضوع است. مزیت و کارایی مهم و بزرگ این بادگیرها این بود که می توانستند گرمای سوزان یزد را به هوای خنک و مطبوعی تبدیل کنند و در واقع از این بادگیرها به مانند تهویه های قوی استفاده می شده است.

؟ Why do Yazd say windbreakers

According to the research, it has been determined that Yazd has the largest number of Iranian wind turbines. This city has a lot of windbreaks, so that in the past, there was a windfall on top of every house, and in fact, the reason for naming Yazd is the same thing in the city of wind turbines. The great advantage of these winders was that they could turn the burning heat of Yazd into a cool, air-conditioned atmosphere and, in fact, they were used as strong ventilators from these winders


 www.instagram.com/kojaberimyazd


  • وحید جعفری